خرید بک لینک
 

جوانی ایامی است که در آن، جهان در برابر دیدگانت برق میزند

گلها بوی عشق میدهند، ثانیه ها به مانند بال پروانه ها به هم می خورند و

شادی می آفرینند، به هر بهانه ای گل خنده بر لبانت می شکفد،

هزاران رویا و خیال در سرت موج می زند و

با هر نگاهت درختان به رقص در می آیند ...

برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:39

 

در این پجاه سال که از عمر من می گذرد

بر همه جای این قفس تنگ زندگی سرک کشیده ام

اکنون بسیار خسته و ملولم، خسته از تکرار و ملول از آزار زیستن

افسرده ام، افسرده از سوالات بی پاسخ همیشگی،

فلسفه سوهان روحم شده است و شعر آهنگ مبتذل،

هنر سرگرمی کودکانه است و آدم ها اسیر غرایز

و از همه بدتر عقل است که توجیه گر آنها است ...

برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:39

 رفتند و هیچ نگفتند آن لحظه که در حسرت ماندن بودنددر آرزوی رفتن بسی زیستند، نه زندگی کردند و نه مردندبه مانند تخم هرزی که باد می آورد هر کدام به گوشه ای افتاده ایمخوش اقبال آن کس که در جایی افتاد که تنومند شدو چه بد اقبال بود آنکه غلت خوردن شبنم از گلبرگ رزهای وحشی را ندیدو اسبی که شاعر نبود، آوای باران از پشت پنجره در دفتر شعر من جاری استولی در گوش دراز گوشی که در گل مانده است سرود بدبختی استصدای تندر و برق آسمان مرا لذت شاعرانه می بخشداما به زنبوری که راه گم کرده است پیغام مرگ می دهداز روشنای ظلمت نیستی به تاریکی روشن هستی آمده ایم که نه،آورده اند ما را،  واین نه از حکمت اولی بلکه از جهالت مردم روزگار بود ...

برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:39

صفحه بندی